محمد مهريار
559
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
به روى چيز ديگر بهدست مىآيد كه درشت و ضخيم باشد . بنابراين صحيح آن واژه قرقر است . در دهستان چادگان بيشتر مردم تركزبان هستند و نامواژههاى كهن به استثناى دو ، سه محل ( سينگرد ، سمندگان ، جفيز و همين نامواژه ) كمياب است . راست است كه مردمان ساكن اين محل تركزبان هستند ولى در همهء اخلاق و آداب ايرانى هستند و ايرانى بودن خويش را هم بهدقت حفظ مىكنند . به مناسبت احداث سد شاه عباس بر شكوفايى اقتصادى اين محل افزوده شده است . مىپردازيم به واژهشناسى آن . واژهشناسى : قرقر به همين صورت چنان كه در بالا هم اشاره شد معنى ندارد . ولى اگر دقت كنيم چونكه حرف اوّل « ق » مبدل از « ك » است بنابراين صحيح واژه « كركر » است و اتفاقا به صورت قرقر امثالى ندارد ، ولى برعكس به صورت « كركر » اشباه و نظاير بسيارى در اطراف ايران دارد . چون كركر ( مشهد ، مهاباد ، خرمآباد ) ، كركرتان ( مراغه ) ، كركرچال ( تنكابن ) ، كركرق معادل كركرك ( اردبيل ) و از همه مهمتر اينكه گرگر نام يك شعبهاى از رودخانهء كارون است كه نواحى بسيارى را آباد مىكند و از كنار بند شادروان شوشتر مىگذرد و به حوزهء خود مىريزد . ببينيم كركر يعنى چه . از كركر در فرهنگها به معانى مختلف ياد شده . آن را يكى از نامهاى خداوند دانستهاند و براى نام پادشاه صاحب اقبال و درخت كاج هم آمده است . در فرهنگها « كركر » ، « گرگر » و « گروگر » را باهم خلط كردهاند و بههرصورت در نام شعبهء رودخانهء كارون آن را با دو « گ » فارسى آوردهاند و در معناى درخت كاج با نام محل بىتناسب نيست ( متأسفانه با تفحص بيشتر توضيح بهترى براى آن بهدست نيامده است ) . قرون Qorun در دهستان ميانكوه يزد ديه نسبتا بزرگى وجود دارد به نام قرون كه در سال 1345 جمعيت آن 199 نفر بوده است . « 1 » براى آگهى از خصوصيات ديههاى اين دهستان و همچنين ساير دهستانهاى همجوارش نگاه كنيد به نامواژههاى يزد ، ميانكوه ، كذاب ، عقدا ، بنادكوك و غيره در همين فرهنگ كه تفصيلات شايسته دربارهء جامعهشناسى و اجمالا تاريخچهء جغرافيايى اين نواحى داده شده است . اجمال آنكه ناحيت يزد و مضافات آن از مراكز كهن تمدن و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 137 .